قدرت

 

قدرت :به لحاظ لغوی به معنی توانایی یا توانمندی است .مقداری از تاثیر بالقوه یا با لفعل یک  شی بر افراد

یا اشیا ء دیگر را نشان میدهد  .اگر الف دارای مقداری از تاثیر بر ((ب)) باشد در آن صورت می گوییم

که الف دارای قدرت نسبت به ((ب))است.

واژه قدرت کاربرد و استعمال وسیعی در مورد موجودات هستی دارد ،به گونه ای که اشیاء جاندار و بی جان

و همه چیز را شامل می شود .ودر انگلیسی( پوور )نامیده شده است .

وهنگامی که با کلمه سیاست ترکیب شود (پوور –پولیتیس)نام می گیرد .

حالتی از وحشت و عقوبت ،غرور ونخوت ،عجز ومذلت ،ستایش وحرمت ،امتیاز ولذت واز این قبیل احساسات خوب وبد .

قدرت :از استعداد ،توانایی وقابلیت ایجاد نتایج خواسته شده یا تحمیل اراده کسی بر دیگری .

رقابت برای نفوذ یا کنترل بر اندیشه و کردار دیگران جوهر سیاست را تشکیل می دهد .

کسب قدرت وتحمیل اراده و تحصیل امتیاز از  دیگران دو بعد اساسی دارد: مادی و معنوی

تهدید و ارعاب در بکار گیری نیروی نظامی برای کسب امتیاز و برتری یکی از وسایل اعمال قدرت

است.عواملی چند در ایجاد قدرت نقش ایفا می کنند .

این عوامل ممکن است .ناشی از خصوصیات مثبت یک فرد ،گروه حزب یا دولت باشد .مانند قوه درک

استدلال و منطق ،اعتبار و شهرت در عملکرد ها و موفقیت های گذشته ، ارائه طرحهای جالب و

و ابتکارات بدیع برای تحول سیاسی ویا اقتصادی ، سابقه عدالت حسن نیت و واقع نگری یا بر عکس

جنبه مادی و منفی داشته باشد مانند خود خواهی و غرور بیجا ، تنگ نظری یا تحصیل قابلیتهای استثنائی

شیطانی ،تمکن مالی و نفوذ تمام اینها در مفهوم قدرت سیاسی

عنوان کلمه سیاست در مفهوم واقعی آن عبارتست از کسب و اعمال قدرت

در قدرت یک وسیله است برای نیل به یک هدف

در عمل  قدرت  یک ابزار برای نیل به یک هدف مشخص است

قدرت: پدید آوردن آثار مطلوب –راسل

قدرت: امکان تحصیل اراده خود بر رفتار افراد دیگر –ماکس وبر

قدرت :رفتار یک واحد یا بیشتر در شرایطی خاص به رفتار واحد های دیگر وابسته باشد –رابرت دال

قدرت: توانایی آدمی برای عمل ،در اتفاق عمل با گروه- هانا آرنت

قدرت: واسطه ای تعمیم یافته برای تعهدات الزام آور واحدهایی در نظام سازمان جمعی ، وقتی که تعهدات از

لحاظ تاثیر شان بر اهداف جمعی مشروعیت یابند (تالکوت پارسونز )

قدرت : توانایی یک طبقه اجتماعی برای تحقیق منافع خاص عینی خود (نیکوس پولانتزاس)

انگیزه کسب قدرت:

ازنظر علم رفتار ،انگیزه کسب قدرت را می توان در محرکهای مختلفی که از درون ویا بیرون انسان در جامعه

سرچشمه می گیرد.جستجو کرد.

دانشمندان و فلاسفه علم اجتماع از محرکهاو انگیزه های گوناگونی با تعددوتنوع فراوان برای حس یا غریزه سیطره و برتری جویی یاد کرده اند .به عقیده گروهی ،برخی از محرکهادارای اساس وپایه فطری می باشند.

ولی در سایه تجارت و آگاههای فردی و اکتسابات در محیط و جامعه شکل و مسیر و تجلی ویژه ای بخود-

می گیرند.

انگیزه کسب قدرت

از نظر علم رفتار ،انگیزه کسب قدرت را می توان در محرکهای مختفلی که از درون ویا بیرون انسان در

جامعه نشئت می گیرد جستجو کرد . دانشمندان وفلاسفه علم اجتماع از محرکهای و انگیزه های گوناگونی

با تعدد وتنوع فراوان برای حس یا غریزه سیطره و برتری جوئی یاد کرده اند.

به عقیده گروهی ، برخی از محرکهای دارای اساس وپایه فطری می باشند ، ولی در سایه تجارب و آگاههای

فردی و اکتسابات در محیط و جامعه شکل و مسیر و تجلی ویژه ای به خود می گیرند .

امام محمد غزالی چهار موضوع  را بیان کرد .

1-تمایلات بهیمی 2-تمایلات غضبی مانند عداوت و کینه 3-تما یلات شیطانی:که نتیجه آن حیله مکر و فریب

4-تمایلات ربانی که تجلیات آن یکنوع شوق انسان برای نیل به صفات الهی است .

بشر هنگامی در راه تحصیل قدرت کوشش می کند که در صدد دست یافتن به موضع ،مقام ،حیثیت ،ثروت

نفوذ و تسلط و...

برخی اشخاص نیز برای امیال دست یابی  به اهداف و بالاخره قدرت ،به زندگی سیاسی روی می آورند .

اکثر تمایل به قدرت در جوامعی که فرصت پرورش و بروز افکار آزادیخواهی ومیدان رقابت سیاسی برای

کسب قدرت افراد جامعه را فراهم را می آورند.انگیزه دخالت و جولان در قلمرو بیشتر وجود دارد .

 

کسب قدرت نیز وابسته به عوامل گوناگونی است که در همه جا وهمه کس بطور برابر یافت نمی شود

برخی اشخاص بدون آنکه زحمت کسب قدرت را بخود بدهند.

خیلی اوقات دیده شده پزشکان که حرفه پزشکی آنها را اقناع نمی کرده برای کسب قدرت سیاسی به

احزاب و سمت های دولتی که هیچ ربطی به حرفه ندارد ،روی آورده اند .در حال حاضر نیز ما مواردی

ازاین قبیل را در جامعه خودمان شاهد هستیم.

در جوامع باز یک هنر پیشه مانند ریگان می تواند به کاخ سفید راه پیدا کند. البته شرط قرار گرفتن این

رقابت قدرت سیاسی داشتن پول وثروت است.

قدرت طلبی همواره برای غریزه وشهوت فردی نیست گاهی اوقات اشخاص درصدد کسب قدرت

سیاسی ،معنوی و مادی بر می آیند.برای آنکه همنوعان خود را در جامعه بسمت اهداف متعالی هدایت

کنند.یا آنکه ارزشهای خاصی را بر جامعه حکمفرما نمایند. پس نمی توان بطور مطلق گفت که کوشش

در جهت دست یابی بقدرت همواره شیطانی یا عکس همواره انسانی است بلکه در این وادی از هر دو

خصوصیت ممکن است.

یکی  برای کسب قدرت سرمایه گذاری بیشتر می کند البته این نوع سرمایه گذاری متفاوت است مثلا شخصی برای بدست آوردن قضاوت یا وزارت از همان اوان جوانی رو به تحصیل و کسب علمو معرفت برای درک جامعه و دنیای که او در آینده می خواهد در آن نقش فعال داشته باشد می پردازد ، با فردی  که بدون تحمل زحمت و مرارت می خواهد به این مقام ها دست پیدا کند را با هم مقایسه کنید.

آن یکی از جان و مغز و اعصاب خود مایه می گذارد و این یکی از راه میان بر با چاپلوسی و دغل کاری  ،تظاهر و زدوبند و پارتی بازی سعی در نیل به مقام دارد بدیهی است هنگامیکه این دو نفر در پشت میزهای

پر مقام خود تکیه می زنند ،دید متفاوتی نسبت به مسائل جامعه و دیگران خواهند داشت.

/ 0 نظر / 3 بازدید